تبلیغات
زیست شناسی دریا(ارتباط با دریا) - دهم اردیبهشت ماه روز ملی خلیج همیشه فارس مبارک باد
زیست شناسی دریا(ارتباط با دریا)
از بین بردن تنوع زیستی گرفتن حق حیات از موجوداتی است که خداوند به آنها زندگی بخشیده است
تا چشم كار می‌كند همه جایش سبز است، خلیج همیشه سبز، لاوان و خارك و ابوموسی و قشم و كیش و تنب بزرگ و كوچك هیچ فرقی ندارد. اینجا پاره‌ای از خاك ایران است. عده‌ای گهواره تمدن عالم می‌نامندش، خاستگاهی كه نخستین دریانوردان و كشتی‌سواران را تربیت كرده است. سه هزار سالی می‌شود كه داریوش اول دریانوردی ایرانیان در خلیج‌فارس را كلید زده است و البته داریوش بزرگ. «من پارسی هستم، از پارس، مصر را گشودم. من فرمان كندن این كانال (كانال سوئز) را داده‌ام از رودی كه از مصر روان است به دریایی كه از پارس می‌آید. پس این جوی كنده شد چنان كه فرمان داده‌ام و ناوها از این آبراه از مصر به پارس می‌آیند چنانچه خواست من بود.»اینها را داریوش بزرگ، شاه‌ ایرانیان می‌گوید. اوستا هم همین‌ها را (درباره خلیج‌فارس) می‌گوید و البته ابن‌بطوطه، ناصرخسرو، ابوریحان و ابن بلخی نیز. ایران گربه‌ای است نشسته بر دو پا: خلیج‌فارس و دریای عمان. گربه ایران پایش از جنس آب است و از جنس اقتدار. نشستن برپایی از جنس آب و اقتدار شیرین است ولی گفتن و شنیدن از خلیج‌فارس، این ایرانی‌ترین پهنه آبی جهان، لذتی دیگر دارد. این مرز خوش نقشه آبی هزاران سال است كه طوق بندگی ایرانیان را به افتخار بر گردن زده است، بنده‌ای كه از اروندرود تا هرمز به نشانه احترام پهن شده است. اما خلیج‌فارس را خیلی‌ها بی‌ نام پارسیان می‌پسندند.
همه چیز از دهه 60 میلادی شروع شد آن زمان كه شیخ‌نشین‌های در حاشیه، پذیرای كارگزارانی از انگلیس بودند. «من در تمام كتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج‌فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل آن متوجه شدم كه ساكنان ساحل، عرب هستند پس ادب حكم می‌كند كه این خلیج را عربی بنامیم».
اینها گفته‌های خالی از اندیشه «رودریك اوون» است فردی از كارگزاران سیاسی استعمار پیر كه با همدستی «چارلز بلگریو» به اعراب آن را آموخت كه حقی در آن ندارند. امروز 48 سال از جعل تاریخ خلیج‌ همیشه پارس می‌گذرد 48 سالی كه افراطیون عرب، همان‌ها كه روزگارانی فقط همجواری با ایرانیان مایه فخرشان بوده است دست بر تاریخ برده‌اند. اما دروغ دروغ‌پردازان چیزی از واقعیت كم نمی‌كند. دریای پارسی همه جایش بوی نفت و گاز می‌دهد، اینجا اعراب بادیه‌نشین از عمان و عراق و عربستان گرفته تا كویت و امارات و قطر و بحرین همه گوش به‌ زنگند تا مگر غفلتی. اما پای این گربه كندنی نیست. او سخت بر جایش نشسته است، اگر خلیج نباشد فارس هم نیست و اگر فارس نباشد خلیج. او دریای آرام ایرانیان است حتی اگر «پرسیكوس سینوس»، «بحر فارسی» یا به هر نام دیگری بخوانندش.(ماخذ روزنامه دنیای اقتصاد  مریم خباز870210
.............................................................................................................

خلیج فارس و نام پرتوافكن آن میراث گرانسنگ ایرانیان باستان است. میراثی كه ایرانیان آزاد اندیش روزگار كهن برای فرزندان خود به یادگار گذارده‌اند تا مایه فخر و مباهات نسلهای بعدی باشد و ایرانیان همواره به خاطر آورند كه نمادهای میهنی و ملی آنان كه با پوششی از باورهای ژرف دینی و الهی مزین و متبرك شده است، در همیشه تاریخ موجب بالیدن آنان بوده و خواهد بود.

 

نام خلیج فارس در دل تاریخ ...

از آن هنگام كه تاریخ بشر مكتوب شد و جغرافی بگونه‌ای علمی در مقیاس با سطح و حد تحقیق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسی قرار گرفت، نام خلیج فارس جزء چهار دریای شناخته شده بوده كه به اعتقاد یونانیان كهن همگی از یك اقیانوس عظیم به وسعتی معادل همه آبهای جهان سرچشمه می‌گرفتند و بسیار پیش از آنكه داریوش هخامنشی امپراتور ایران در كتیبه‌های خود از دریای پارس سخن براند، حتی غیرایرانیان هم این پهنه آبی را با نام پارس می‌شناختند.

خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده است.

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعه‌ای (کانالی) را داد و کشتی هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود." این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است.

پس از اسلام نیز آن زمان كه واژه‌ سازی و رویا پردازی برای خلق اسامی مجعول عاری از قبح نشده و جزء سنتهای سیاست پیشگان و عوامل آنان در نیامده بود، جملگی علمای غیرایرانی و حتی دانشمندان عرب مانند "شهاب‌الدین النویری" و "ابن حوقل النصیبی بغدادی" كه نام خلیج فارس را همراه با نقشه آن بگونه‌ای مستند مشخص كرده است، با حفظ حرمت قلم، تشكیك در نام این دریا را حتی در ذهن خود خطور ندادند و پایبندی به صداقت و راست‌اندیشی را از خود به یادگار گذاردند. اما شیفتگی قدرت و نشئگی شهرت و اقتضای زمانه، جایگزین صداقت و درست گفتاری شد و در واقع نام جعلی خلیج عربی برای بار نخست از سوی "عبدالكریم قاسم" رییس جمهوری اسبق عراق عنوان شد و با رویاپردازی اعراب را به فرزین بندی در مقابل ایرانیان فرا خواند و این افكار بچه گانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران با تحریك امپریالیسم جهانی و دشمنان اسلام پررنگ تر گردید.

از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر نیز، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانه ها و کتب رسمی عربی تغییر دادند.

از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است.

كشورهای حوزه خلیج فارس و جهان باید نیك دریابند كه پاك نمودن حقیقت از تاریخ امری ناممكن است كه جهان سالها شاهد اینگونه تلاش های ناممكن صهیونیسم جهانی در محو فلسطین بوده و هست. و اكنون و این بار نیز بدانند كه رویای تازه و پریشان آنان هیچگاه تعبیر نخواهد شد چرا كه هر مرد و زن ایرانی مقتدرانه از آبهای نیلگون و نام خلیج همیشه فارس حراست خواهد نمود.

 

  خلیج فارس

 

خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقه ‌ای مهم و راهبردی به شمار می ‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌ توان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندرعباس و بوشهر را نام برد.

 

دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد، ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است.

 

دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب 500 سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد.

 

کشتی ‌های او طول رودخانه "سند" را تا کرانه ‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند.

 

داریوش اول برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعه‌ ای را داد و کشتی هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه ‌ای که در محل این کانال به دست آمده، نوشته شده است: "من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد، چنان که فرمان داده ‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.

 

این نخستین مدرک مکتوب به جا مانده درباره خلیج فارس است.

 

در دوره داریوش دوم ناوگان ایران به رهبری سردار "صداسب" ماموریت یافت تا جهان را دور بزند. وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک "اشانتی" و سواحل بنین پیش رفتند، ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام گذاشتند.

 

 

 

دریای عمان و خلیج فارس

 

زمین شناسان معتقدند که در حدود 500 هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشت ‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

 

دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد، ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالی ‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند، اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد.

 

اولین بار یونانی ‌ها بودند که این خلیج را "پرسیکوس سینوس" یا "سینوس پرسیکوس" که همان خلیج فارس است، نامیده اند. از آنجا که این نام برای اولین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیرایرانیان نوشته اند، آمده است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنانکه یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز "پارسه" و "پرسپولیس" یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند.

 

"استرابن" جغرافیدان قرن اول میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می کند. همچنین "فلاریوس آریانوس" مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام "پرسیکون کیت" که چیزی جز خلیج فارس نیست، نام می‌ برد.

 

از ویژگی ‌های بارز خلیج فارس که آن را از سایر دریاهای مشابه ممتاز و برتر کرده است ذخائر سرشار دریایی، غذایی، گیاهی و نفت و گاز است. این امکانات، که مجموع آن به تحقیق در هیچ دریایی وجود ندارد.

 

دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد، ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است

 

 

این خلیج از موقعیت ژئوپلتیک، جغرافیای سیاسی و جایگاه مواصلاتی آن که بعد از فتوحات عثمانی ها بهترین مسیر تجارتی شرق و غرب بوده است، بهره مند است. خلیج فارس توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارتند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد.

 

حال به شرح حال برخی از این جزایر می پردازیم:

 

جزیره کیش:

 

این جزیره بیضی شکل با مساحت 7 / 89 کیلومتر مربع و با طول 6 / 15 و عرض 7 کیلومتر ، در جنوب غربی بندرعباس و در میان آب های نیلگون خلیج فارس واقع شده است.

 

فاصله دریایی این جزیره تا بندرلنگه 50 مایل دریایی است. جزیره کیش از نظر محیط زیست طبیعی، یکی از بکرترین مناطق خلیج فارس است. استعدادهای طبیعی و موقعیت جغرافیایی ویژه آن زمینه بهره ‌برداری جهانگردی و تجاری از آن را در حد قابل توجهی فراهم ساخته است. سواحل کم نظیر این جزیره مرجانی، نه تنها در فصول گوناگون سال بلکه در طول یک روز،‌ در ساعات مختلف جلوه‌ های بدیع و گونه‌گون و بسیار زیبایی از طبیعت را به تماشا می ‌گذارند.

 

سواحل کیش در شرق و شمال شرقی و جنوب از زیباترین سواحل جهان است. در سواحل جنوب غربی آن زیباترین منظره غروب خورشید را می توان دید. از جمله نقاط دیدنی جزیره کیش "آکواریوم بزرگ" آن است که در گوشه شرقی جزیره، با معماری زیبا قرار دارد و گونه ‌های مختلف ماهیان و آبزیان اطراف جزیره در آن به تماشا گذارده شده است.

 

قریب 70 نوع ماهی های تزئینی در این آکواریوم وجود دارد که از نظر شکل و رنگ پولک ‌ها و زیبایی ظاهری، کم نظیر و برخی از آنها نیز بسیار کمیاب هستند. علاوه بر این، مرکز پرورش و کشت مروارید کیش یکی از جذاب ‌ترین دیدنی ‌های جزیره است. اسکله تفریحی جزیره کیش با امکانات مفید و مختصر در بخش جنوبی جزیره از دیگر جاذبه‌ های کیش است.

 

در این اسکله، سرگرمی‌ هایی از قبیل گردش در روی آب با قایق کف شیشه‌ ای که از بالای آن می‌ توان عبور گروهی ماهی‌ ها و زیبایی ‌های دنیای زیر آب را مشاهده کرد، ‌همچنین امکانات ورزش اسکی روی آب برای علاقه ‌مندان فراهم شده است.

 

جزیره لاوان:

 

این جزیره از شمال شرقی به بندر مقام، از شرق به جزیره شتور و از جنوب به حوزه‌ های نفتی رسالت، رشادت و سلمان محدود می ‌شود. وسعت این جزیره 76 کیلومتر مربع است و پس از قشم و کیش بزرگ ‌ترین جزیره ایران در آب ‌های خلیج فارس است.

 

خلیج فارس از دوران باستان "فارس" نام داشته است

 

فاصله این جزیره تا بندر لنگه 91 و تا بندرعباس حدود 198 مایل دریایی است. جزیره لاوان دورترین جزیره نسبت به مرکز استان هرمزگان است. آب و هوای آن گرم و مرطوب و دمای آن در تابستان به حدود 50 درجه سانتیگراد می رسد و رطوبت هوای آن نیز بسیار زیاد است. ذخایر نفتی آب ‌های نزدیک جزیره لاوان بسیار قابل توجه است. در حال حاضر صنایع جزیره منحصر به تأسیسات نفتی است که با نام "مجتمع پالایشی لاوان" فعالیت دارد.

 

یکی از شگفتی‌ های این جزیره وجود کندو های عسل در کنار تأسیسات نفتی و مخازن آنها است که عسل آنها به رنگ سبز تیره است و بوی نفت می‌ دهد، اما طعم آن مشابه عسل‌ های معمولی است. اهالی جزیره در فصل معینی از سال به صید مروارید می‌ پردازند و تنها کالای صادراتی جزیره، مروارید آن است. این جزیره یک بندرگاه مناسب برای صدور فرآورده‌ های نفتی و یک اسکله فلزی جهت حمل و نقل دریایی دارد.

 

جزیره هندورابی:

 

جزیره هندورابی با 8/22 کیلومتر مربع مساحت، در فاصله 325 کیلومتری بندر عباس و 133 کیلومتری بندرلنگه و در حد فاصل بین دو جزیره کیش و لاوان قرار گرفته است.

 

این جزیره سرزمینی هموار و تقریباً بدون عارضه طبیعی است. بلندترین نقطه آن 29 متر و بزرگترین قطر آن هفت ونیم کیلومتر است. این جزیره از یک رشته ارتفاعات کوتاه پوشیده است و کرانه‌ های آن با شیب ملایمی به دریا منتهی می‌ شوند.

 

جزیره ابوموسی:

 

جنوبی ‌ترین جزیره ایرانی آب های خلیج ‌فارس، جزیره ابوموسی است. این جزیره در 222 کیلومتری بندرعباس و همچنین در 75 کیلومتری بندر لنگه واقع شده است. جزیره ابوموسی یکی از 14 جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد و طول و عرض آن درحدود 5/4 کیلومتر است. شهر ابوموسی مرکز جزیره ابوموسی می ‌باشد. ارتفاع آن از سطح دریا 46 متر و مساحت آن دو و دو دهم کیلومتر مربع است.

 

 

 

جزیره ابوموسی

 

جزیره ابوموسی نزدیک ‌ترین پهنه خشکی از خاک ایران به خط استوا است که‌ آب و هوای مرطوب و گرم ‌تری دارد. این جزیره فاقد آب و اراضی مناسب کشاورزی است، ولی کشت و زرع محدودی در آن صورت می ‌گیرد و بیشتر مردم بومی محل به صید ماهی اشتغال دارند.

 

جزیره تنب بزرگ:

 

این جزیره در فاصله 14 مایل دریایی از جنوب غربی جزیره قشم، در فاصله 97 مایل دریایی از بندرعباس و در فاصله 27 مایل دریایی از شمال شرقی ابوموسی واقع شده است. طول و عرض آن سه و هفتاد و پنج دهم در سه و نه دهم کیلومتر و مساحت آن 3/10 دهم کیلومتر مربع است. مرتفع ‌ترین نقطه جزیره تنب 53 متر از سطح دریا ارتفاع دارد در قسمت ‌های جنوب غربی این جزیره و در نزدیکی سواحل آن، خانه ‌های مسکونی از راه چندین خیابان و جاده به هم پیوسته ‌اند. این جزیره دارای موج ‌شکن و لنگرگاه است. مردم بومی این جزیره از صید ماهی و مروارید امرار معاش می‌ کنند. در این جزیره معدن خاک سرخ نیز وجود دارد.

 

جزیره تنب کوچک:

 

این جزیره مثلث شکل در شش مایلی غرب جزیره تنب بزرگ قرار دارد. فاصله آن تا مرکز استان،‌ از طریق دریا، حدود 150 مایل دریایی است. بزرگ ‌ترین قطر جزیره 9/1 کیلومتر و مساحت آن حدود 2 کیلومتر مربع است. این جزیره غیرمسکونی است و مرتفع ‌ترین نقطه آن از سطح دریا، 21 متر ارتفاع دارد.

 

 

 

تنب بزرگ

 

خلیج فارس از دوران باستان "فارس" نام داشته است.

 

درباره نام خلیج فارس تا اوایل دهه 1960 میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دایرة المعارف ها و نقشه های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان ها به همین نام ذکر شده است.

اصطلاح "خلیج عربی" برای نخستین بار از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در خلیج فارس به نام "سر چارلز بلگریو" عنوان شد و در واقع او بود که به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این تخم لق را در دهان اعراب شکسته است.

 

سر چارلز بلگریو که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است، بعد از مراجعت به انگلستان در سال 1966 میلادی کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار نوشت که عرب ها ترجیح می دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند.

 

نگاهی چند به تاریخ خلیج فارس:

 

دولت ماد در روزگار "هوخشتر" به اوج عظمت و قدرت رسید و حدود آن از جنوب به کرانه ‌های جنوبی دریای پارس امتداد پیدا کرد. جزیره ابوموسی با دیگر جزایر خلیج فارس در این دوره، ابتدا جزو یکی از ایالت ‌های جنوب غربی و سپس جزو استان چهاردهم دولت ماد به نام "درنگیانه" و بخشی از کرمان بود.

 

اما به دلایلی مبهم، شاید دوری مرکز حکومت از آب ‌های جنوب یا جنگ و نزاع‌ های دائمی، فرصت بهره‌ مندی از دریای جنوب را پیدا نکردند. پارس ‌ها ابتدا در بخش ‌های جنوبی ایران سکونت برگزیدند و اولین امپراتوری ایرانی را پایه ‌ریزی کردند و نخستین حکومتی که به طور مشخص به آب‌ های جنوب ایران توجه خاص مبذول داشت، آن را "دریای پارس" نامیدند.

 

پس از پیدایش امپراتوری‌ های بزرگ ایرانی تا پیش از ظهور اسلام، دریای پارس و برخی از شهرهای ساحلی از مراکز مهم سکونت و تجارت به شمار می ‌رفتند و دریای پارس در ساماندهی سکونت در این شهرها، نقش تعیین ‌کننده ‌ای داشت و بالاخره اینکه تمام این نقاط و مراکز مهم تجاری، تحت سلطه و اقتدار ایرانیان بوده و دامنه قلمرو امپراتوری ایران، آب ‌های خلیج فارس را نیز در بر می‌ گرفته است.

 

 

 

نقشه ماهواره ای خلیج فارس

 

با ظهور اسلام شرایط تغییر کرد. عرب ‌های ساکن مرکز به تدریج بر تمام شبه ‌جزیره فایق آمدند. نیمه جنوبی خلیج فارس در سده ‌های اولیه دوران اسلامی به سمت خاور، عمان و به سمت باختر، "بحرین" خوانده می ‌شد. با اینکه مناطق کرانه‌ های جنوبی خلیج فارس، جناح جنوبی امپراتوری‌ های پیش از اسلام ایران را شکل می ‌داد، در دوران پس از اسلام بیشتر به منطقه تماس میان ایران و عرب‌ های شبه ‌جزیره عربستان تبدیل شد.

 

در همین حال، پرتغالی‌ ها نیز بیش از یک قرن به فعالیت ‌های سوداگری در این منطقه پرداختند و ماندگاری آنها در سواحل و جزایر خلیج فارس از 1507 میلادی (913 هجری قمری) آغاز شد و حدود 117 سال طول کشید. "آلفونس دو البوکرک" با اندیشه فرمانروایی بر خلیج فارس و دریای عمان، پس از یک سلسله درگیری‌ ها وارد هرمز شد. درگیری ‌های شاه اسماعیل صفوی با ازبک‌ ها و عثمانی ‌ها و شورش‌ های خارجی در مرزهای شمالی، وی را از پرداختن به مسائل جنوب ایران بازداشت.

 

در این زمان، پرتغالی ‌ها تمام شهرها، جزایر و بنادر پررونق و مهم خلیج فارس را که تحت فرمانروایی ایرانیان بود، به اطاعت واداشت. در این دوره، جزیره هرمز جزیره ‌ای باشکوه بود. با قدرتمند شدن ایران در زمان حکومت شاه‌ عباس صفوی، شرایط برای بازپس ‌گیری نواحی جنوبی ایران از دست پرتغالی ‌ها فراهم شد. شاه ‌عباس یکی از سرداران خود به نام "امام ‌قلی‌ خان" را مامور بیرون راندن پرتغالی‌ ها کرد و بالاخره پس از درگیری ‌‌های بسیار توانستند به اقتدار 117 ساله پرتغالی ‌ها در سواحل و جزایر خلیج فارس پایان دهند.

 

پارس ‌ها ابتدا در بخش ‌های جنوبی ایران سکونت برگزیدند و اولین امپراتوری ایرانی را پایه ‌ریزی کردند و نخستین حکومتی که به طور مشخص به آب‌ های جنوب ایران توجه خاص مبذول داشت، آن را "دریای پارس" نامیدند

 

در سال 1763 میلادی، لطیف‌ خان از طرف نادرشاه، جزیره کیش و سایر جزایر ایران از جمله ابوموسی را از دست یاغیان خارج کرد و به بحرین لشکرکشی کرد و شیخ "جبار هوله" را شکست داد و کلید دژ بحرین را برای نادرشاه فرستاد. پس از کریم ‌خان زند نیز آقامحمدخان قاجار، نزدیک به 10 سال با جانشینان کریم ‌خان ‌زند و سایر مدعیان سلطنت جنگ کرد و موفق شد، بر تمام ایران از جمله بنادر و جزایر دریای پارس مسلط شود، در روزگار سلطنت فتحعلی ‌شاه، جزایر دریای پارس، جزو ایالت فارس به شمار می ‌رفت. در سال 1819 میلادی، انگلستان، ناوگان متحدی مرکب از ناوهای شرکت هند شرقی و ناوگان پادشاهی بریتانیا را به بهانه حفظ امنیت و سرکوبی شورشیان به خلیج فارس فرستاد. در مسقط، ناوگان کمکی و قوای اعزامی سلطان دست‌ نشانده مسقط، به ناوگان بریتانیا پیوستند.

 

نیروهای متفقین از راه دریا و خشکی به محاصره رأس ‌الخیمه، پایتخت قواسم پرداخت و سرانجام پس از شش روز مقاومت، سقوط کرد. بیشتر مردم آن کشته شدند و بیش از 200 فروند کشتی و لنج اعراب قواسم که اغلب ماهیگیری و تجاری بودند به آتش کشیده شدند. این امر، باعث شکست سخت شیخ‌ های امارات کوچک قواسم چون ابوظبی، دوبی، شارجه، ام ‌القوین و رأس ‌الخیمه شد. سپس استعمارگران انگلیسی به کرانه ‌‌های عرب‌ نشین خلیج فارس گام نهادند.

 

 

 

ناوگان نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در آب های خلیج فارس

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و خارج شدن کشور از زیر سلطه آمریکا، دشمنان ایران برای زیر فشار قرار دادن نظام جمهوری اسلامی، از تمام اهرم‌ های خود استفاده کردند تا بحران ‌های مختلفی را برای جلوگیری از حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی به وجود آورند. به وجود آوردن درگیری‌ سیاسی و جنگ‌ های متمادی به خصوص حمله عراق به ایران از جمله حوادث این سال‌ ها بوده است.

 

مطرح شدن ادعاهای واهی از جانب کشور امارات متحده عربی بر سر حاکمیت جزایر سه ‌گانه (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) پس از سال ‌ها تحریک قدرت ‌های استکباری در دهه اخیر در ادامه فشارهای سیاسی به جمهوری اسلامی در دستور کار آنان قرار گرفت، اما همواره مسئولان ایران با به کار گرفتن سیاست‌ های تأمینی و مدبرانه، موضوع را در حد یک سوءتفاهم دانسته و با رفت ‌وآمدهای دوجانبه مسئولان دو کشور در جهت حل مشکل، عمل شده است



محققان تاریخ ایران زمین در پژوهش هاى تازه خویش به اسناد و مدارك قابل تأمل درباره پیشینه خلیج فارس دست یافته اند. كشف این اسناد كه پیش از این خبرهاى آن در رسانه ها انعكاس یافت، از آن جهت اتفاقى میمون است كه پاسخى راهگشا براى مجادلات برخى محافل عربى در خصوص نام و هویت خلیج فارس در بر دارد .
در مقاله حاضر با تكیه بر همین اسناد تاریخ خلیج فارس مرور شده است. در جاى جاى حوادث مورد بحث این دوره نام كهن خلیج فارس به چشم مى خورد و به پیوست این مقاله، نقشه اى از خلیج فارس كه در آغاز پادشاهى مظفرالدین شاه قاجار ترسیم شده نیز كه متعلق به ۱۱۶ سال پیش است، ضمیمه مى باشد. از ویژگى هاى این نقشه كه در آن از خلیج فارس با نام «خلیج ایران یا دریاى بندر بوشهر یا خلیج فارس» یاد شده، اشاره به مستندات آن در شرح نقشه است.
جالب آن كه یكى از مستندات ترسیم این نقشه، نقشه تأیید شده توسط لرد كرزن وزیر امور خارجه انگلیس است كه به وسیله مركز جغرافیاى لندن رسم و طبع شده است.
آبراه خلیج فارس یا دریاى بزرگ پارس از عهد باستان به لحاظ اقتصادى و بعدها به جهت اهمیت جغرافیایى و سیاسى آن مورد توجه همه اقوام بوده و تقریباً از هنگام آمدن آریاییان به فلات ایران كه از هزاره دوم تا هزاره اول پیش از میلاد انجام گرفته خلیج فارس و سواحل آن محل سكناى ایرانیانى بوده كه به تدریج در سرتاسر فلات ایران جاى گرفتند و موجب ارتباط فزاینده منطقه پر ارزش اقتصادى خلیج فارس با تمام جهان گردید. ایرانیان از همان آغاز حضور خود در سرزمین مقدس خویش به ارزش هاى بى مانند دریاى پارس پى برده و در جهت سیادت دریایى خود بر این سرزمین كوشیدند. به طورى كه بزرگترین پایگاه دریایى را كورش در بحرین تأسیس نمود و بدین ترتیب نخستین نیروى دریایى قدرتمند را ایرانى ها در خلیج فارس ایجاد كردند. «كورش در سال ۵۳۹ پیش از میلاد پس از فتح بابل چون ایجاد نیروى دریایى و بازرگانى را براى حكومت نوپاى هخامنشى ضرورى دانست، براى اولین بار جزیره بحرین را به صورت پایگاه مهم دریایى ایران در آب هاى خلیج فارس درآورد.» (۱) وى همچنین در حوالى بوشهر امروزى اقامتگاه اختصاصى داشت و بعداً هخامنشیان شهرى به نام «ته اوكه» در همین محل بنا نهادند، لوحه هاى تخت جمشید نیز غالباً به هیأت هایى اشاره مى كند كه در زمان داریوش به این منطقه رفت و آمد داشته اند.(۲) ایرانیان همچنین نخستین ملتى بودند كه از راه خلیج فارس درهاى تجارت جهانى را در منطقه خلیج فارس گشودند، به طورى كه داریوش به جهت برقرارى ارتباط دریایى خلیج فارس با كشورهاى بزرگ آن زمان مانند مصر و كشورهاى ساحلى دریاى مدیترانه اقدام به حفر كانال داریوش (كانال سوئز) بین دریاى سرخ و دریاى روم (مدیترانه) نمود.
و بعد از آن نیز سواحل خلیج فارس و بحرین همواره به وسیله شاهزاده هاى هخامنشى كه در فارس و كرمان حكومت مى كردند، اداره مى شد.(۳)
«در زمان اشكانیان نیز ایرانیان بر خلیج فارس و جزایر آن تسلط داشتند، محمد بن جریر طبرى مورخ ایرانى در كتاب خود به اعرابى اشاره مى كند كه در زمان اشكانیان در بادیه و حجاز دچار قحطى و فشار سیاهان شدند و به بحرین كه جزو قلمرو ایران بودند، آمدند.» (بنابراین ملاحظه مى شود كه در زمان اشكانیان عرب ها نزدیكترین راه را براى رهایى خود سرزمین ایران دانسته و از حجاز به بحرین آمدند). ابوالفرج اصفهانى مورخ معروف ایرانى در كتاب خود مى نویسد: «بعضى از خاندان هاى عرب چون به ناحیه «هجر» در بحرین رسیدند، چون مردم آن دیار از ورود ایشان جلوگیرى كردند، جنگى درگرفت و اعراب در بحرین ماندند.»
لازم به ذكر است، منطقه «هجر» كه اصفهانى از آن نام مى برد، در زمان اشكانیان هنوز ایجاد نشده بود و این شهر در زمان شاهپور دوم (ذوالكتاف) (۳۱۰ تا ۳۷۹ میلادى) و به دستور او ساخته شد. «آنچه محقق است، اردشیر بابكان (متوفى به سال ۲۴۱) سرسلسله دودمان ساسانى نخستین شهریارى بوده كه به عرب ها پس از آوارگى و تحمل فشار سیاهان شبه جزیره عربستان به طور رسمى و قانونى اجازه داد تا در كنار خلیج فارس و دریاى عمان سكنى گزینند» (۴) (این عرب ها دومین گروه از اعرابى بودند كه در زمان اشكانیان خود به بحرین مهاجرت كرده بودند.) پس از آن نیز تا زمان پادشاهى شاهپور ذوالكتاف و در كشاكش نبردهاى ایران و روم اعراب جزیرة العرب به تدریج به سواحل جنوبى خلیج فارس نزدیك شدند.
بنا به گفته ابن بلخى در فارسنامه، شهر (خط) را كه بعدها مركز بحرین شد، اردشیر بابكان بنا كرد، نام این شهر ابتدا به دارین معروف بود و بعدها اسم خط به خود گرفت، اردشیر بابكان همچنین اهمیت زیادى جهت بحرین ساحلى قائل بود، بحرین ساحلى به همراه بحرین دریایى یا جزیره بحرین، بحرین بزرگ را تشكیل مى داد، بحرین ساحلى جزو قلمرو سیاسى عربستان به شمار مى رود و در آن شهرهاى احسأ، قطیف، عقیر (اكایر) و الهفوف قرار دارد. این منطقه در زمان ساسانیان به سه ولایت تقسیم مى شد كه به طور مستقیم با تیسفون پایتخت شاهنشاهى ساسانى ارتباط داشت و به خاطر اهمیت آن، اردشیر بابكان، ولیعهد خود شاهپور اول را والى آن قرار داده بود. سه ولایت بحرین بزرگ در زمان ساسانیان عبارت بودند از: هگر، بنیاد اردشیر و میش ماهیگ.
وستنفلذ دانشمند آلمانى در مورد حضور ایران در سواحل و جزایر خلیج فارس مى نویسد: قبل از اسلام، بحرین و سواحل غربى خلیج فارس تحت فرمانروایى ایرانى ها بود و ایرانى ها در نقاط مختلف آن مملكت قلاع محكم ساخته و پادگان نگاه مى داشتند و مخصوصاً در سرحد شمالى جهت جلوگیرى از حمله اعراب پادگان هاى بسیار داشتند. یكى از حكام ایرانى به نام اسپیدویه چنان بر آن نواحى مسلط شده بود كه ساكنان بحرین را به نام او اسپیدگان مى گفتند. در سال ششم یا هشتم هجرى، پیغمبر اكرم شخصى به نام علاء الدین بن عبدالله بن خضرمى را به بحرین فرستاده به شیپوخت، حاكم ایرانى آنجا ابلاغ نماید كه یا دین اسلام قبول كنند و یا جزیه بدهند، اعراب و ایرانى ها اسلام آوردند، بعد از وفات پیغمبر (ص) یك شاهزاده ایرانى را به عنوان رئیس كل برگزیدند، علاء الدین بن خضرمى باقشونى به مقابله آنها شتاف و آنها را شكست داد.(۵)
«در اواسط خلافت بنى امیه نهضت پردامنه اى در برابر امویان ایجاد شد، علت اصلى این نهضت ها آن بود كه ایرانیان تن به حكومت جبار اموى نمى دادند و در هر ناحیه از ایران گروهى به مخالفت با خلفاى آنان قیام مى كردند . در سال ۷۲ هجرى ابوفدیك خارجى بحرین را از تصرف عمال بنى امیه خارج ساخت و در سال ۱۰۵ هجرى مسعود بن ابى، زینب عبدى در بحرین بر خلیفه قیام كرد و والى بحرین را مغلوب ساخت و خود ۱۹ سال در جزایر بحرین اقتدار داشت و از خلیفه فرمان نمى برد.»
« در سال ۲۵۵ هجرى قیام بزرگ دیگرى به كوشش ایرانیان علیه خلفاى عباسى به وقوع پیوست، على بن محمد صاحب الزنج كه ایرانى و پدرش از مردم طالقان بود، سیاهان و بردگانى را كه سال ها در زجر و اسارت خلفاى عباسى بودند به قیام علیه آنها برانگیخت و سیاهانى كه اغلب از زنگبار آفریقا به صورت برده نزد اشراف عرب بودند به تشویق او به قیام علیه خلیفه برانگیخته شدند و بدین جهت او را صاحب الزنگ یا صاحب الزنج مى گفتند. اغلب قیام كنندگان سیاهان و بردگان سفیدپوست بودند، مى گویند در این جنگ ها دو میلیون و نیم نفر از قیام كنندگان كشته شدند. على ابن محمد صاحب الزنج را دوستدار خاندان على(ع) و شیعه علوى مى خواندند ... و پس از گشودن بصره به بحرین رفت و مردم بحرین او را مانند پیشوا پذیره شدند، مردم احساء و قطیف از شهرهاى بحرین ساحلى نیز به او گرویدند و مردى به نام یحیى پسر محمد ارزق بحرینى به او پیوست و جزو سران ششگانه او شد.
جنبش دیگرى كه با آزادسازى شهر قطیف (بنیاد اردشیر) به وسیله ابوسعید جنابى (گناوه اى) در سال ۲۸۶ هجرى آغاز شد جنبش قرمطیان بود، قیامى كه سرآغاز قیام هاى قرمطیان علیه مشروعیت خلفا در نقاط دیگر ایران بود و در واقع از بحرین تا كوه هاى البرز گسترده گردید، به عبارت دیگر بحرین و خلیج فارس را مى توان پایگاهى بزرگ جهت مبارزه شیعیان با خلافت بنى عباس دانست و از این دیار بود كه خیزش بزرگ جهت به چالش كشیدن مشروعیت خلافت بنى عباس آغاز شد. جنبشى كه دنباله آن را در كوه هاى الموت و به رهبرى حسن صباح مشاهده مى كنیم.
*پژوهشگر تاریخ
فهرست منابع و مأخذ
۱- احمد افتدارى، خلیج فارس، تهران، ابن سینا فروردین ماه ۱۳۴۵ صفحه ۱۹۴
۲- دبیرخانه همایش خلیج فارس مجموعه مقالات سومین همایش علمى خلیج فارس، چاپ اول اردیبهشت ماه ،۸۶ مقاله (تاریخ خلیج فارس در عهد باستان) محمود جعفرى دهقى ص ۲۵
۳- وادالا، خلیج فارس، ترجمه شفیع جوادى، تهران، مؤسسه جغرافیایى سحاب ۱۳۵۵ صفحه ۱۰
۴- احمد افتدارى، پیشین صفحه ۵۸ و ۵۹
۵- خان ملك ساسانى، دست پنهان سیاست انگلیس در ایران- تهران، انتشارات هدایت چاپ دوم ۱۳۵۲ (صفحه ۵۰)




طبقه بندی: دریا،  اقیانوس، 
برچسب ها: دریا، خلیج فارس، کیش، لاوان، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، اعراب، عرب، حوضه خلیج فارس، پارس، دریای عمان، ایران، خلیج همیشه فارس، 10 اردیبهشت روز ملی خلیج فارس، روز خلیج فارس،
ارسال توسط شمشاد شهبازی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم